خرید بک لینک
بعد از ماهها انتظار ، اولین نشست وبلاگ نویسان شهرستان سمیرم با هدف هم اندیشی ، انسجام بخشی و تبادل اطلاعات و افکار و رشد وبلاگ نویسی و با موضوعات مختلف در روز پنج شنبه مورخ 1391/06/16 در سالن کتابخانه اداره ارشاد اسلامی شهرستان برگزار گردید ... این نشست با ابتکار و دعوت مهدی سلیمی ( مدیر وبلاگ تکه ای از بهشت در قلب ایران ) و حضور وبلاگ نویسان فعال در فضای مجازی شهرستان سمیرم آقایان حمید رشیدی (سمیرم بام ایران و عکاسخونه ) حسین اسدی ( آلبوم عکس سمیرم ) حجت اله نیکو منش ( شرکت زاگرس حساب سمیرم ) محمد آصفی سمیرمی ( سکه ، سمنا ) غضنفر آقائی ( ایران من دوستت دارم و سمیرمی ) میثم شهیدانی ( بصیرت سمیرم و آی تی کده) سید محمد موسوی ( خفر (بهشت گمشده ) ) مهدی بهرامیان ( از دیار سمیرم . پايگاه اطلاع رساني سميرم ) رضا قنبری ( گروه جامعه شناسی سمیرم ) محمد مهدی آقای (پرسا) و خانمها محبوبه نادری سمیرمی ( سما ) فاطمه سلمانیان ( پیشاهنگان هلال احمر ) سمیه بهرامیان (گردشگری سمیرم ) الیکا سادات قائم مقامی ( حقوق من ) مینا امیدی ( در وادی ایمان ) و سایر وبلاگ خوانان تشکیل گردید و در موارد مختلف مشکلات حوزه وبلاگ نویسی و ارائه راهکارهای مربوطه مطرح گردید از جمله بحث های عنوان شده در نشست این بود که وبلاگ نویسان سمیرم هر کدام باید پرچمی برای معرفی هر چه بهتر شهر ستان سمیرم چه از لحاظ گردشگری ، تاریخی ، فرهنگی ، اقتصادی ، آداب و رسوم و..در فضای مجازی باشند . جمع وبلاگ نویسان بدون هیچگونه گرایش سیاسی و یا منافع شخصی به عنوان اتاق فکر در فضای مجازی هستند و در نتیجه مسئولین محترم شهر با اعتماد به این قشر میتوانند از افکار و راهکارها ، پیشنهادات و انتقادات منصفانه آنها به نفع مردم شهر حداکثر استفاده را ببرند .. آری باز هم میگوییم این روزها دست یافتن به جماعتی که تا حدودی دغدغه های مشترک دارند کیمیاست در کنار هم بودن ، دیدن ، شنیدن ، آموختن ، تجربه کسب کردن ، خود ثمره مبارک چنین جمع هایی است پس اولین نشستمان را به فال نیک میگیرم و امیدواریم مطلعش همواره با پویائی و همدلی ، عاری از فضای تخریب و خدای ناکرده سلیقه ای عمل کردن باشد و بحول الهی حسن ختامی دلنشین همراه با ادامه این فرایند باشیم ....
و در پایان نشست مقرر گردید :
1- همه وبلاگ نویسان ضمن معرفی وبلاگ ها به دوستان و حضور در وبلاگ های یکدیگر و گذاشتن نظر در وبلاگها کوشا باشند 2- ایجاد یک وبلاگ اختصاصی به زبان انگلیسی (لاتین ) جهت معرفی شهرستان سمیرم در عرصه بین المللی برای جذب گردشگر و سرمایه گذار و همچنین ایجاد یک وب سایت برای وبلاگنویسان با همکاری خانم بهرامیان 3- پیگیری تشکیل انجمن وبلاگ نویسان و همچنین برگزاری کلاسهای آموزشی در این خصوص 4- توجه به محتویات بلاگها و انتشار هماهنگ برخی از مطالب و مانع از ایجاد فضای تخریب و حفظ جایگاه و منزلت وبلاگنویسی در شهرستان 5
- ایجاد یک نشریه به صورت فصل نامه یا ماهنامه با اخذ مجوز مربوطه جهت انعکاس برخی از مطالب وبلاگها برای استفاده عموم 6- دومین نشست وبلاگ نویسان شهرستان در آذر ماه سال جاری برگزارخواهد شد که تاریخ دقیق آن متعاقبا" اعلام خواهد شد 7- همه عزیزان وبلاگنویس برای رسیدن به این مهم بایدکوشا باشند و آقایان شهیدانی ، رشیدی ، بهرامیان ، موسوی ، سلیمی و خانم سلمانیان و بهرامیان با همکاری سایر وبلاگ نویسان پیگیر موارد فوق باشند ..

در پایان از حضور گرم همه وبلاگ نویسان شهرستان قدردانی و منتظر حضور پرشور عزیزان در نشستهای آتی هستیم و از همکاری خوب اداره محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی و آقاي شهيداني و دوستان سپاسگزاریم. امید به اینکه بتوانیم در سایه همدلی و همکاری بیش از گذشته شاهد اعتلای جایگاه وبلاگ نویسی در شهرستان سمیرم در فضای مجازی و کمک به اعتلا و پیشرفت شهرمان کوشا باشیم .

xzsc17y9ztqy5rxcnan.jpg 6eerz9r8h3x78574sfaq.jpg

zh7wfzqe5duljz1tx3r7.jpg a3376aei7osrlrf6xk75.jpg 5ifq55bauto92u2nsvw.jpg vcv8w9fq9ych04kt98wi.jpg

لطفا جهت اطلاع رسانی بهتر این پست را در وبلاگتان قرار دهید ...

برچسب: نویسنده: semirom تاريخ: دوشنبه 17 مهر 1391 ساعت: 2:36

با سلام خدمت وبلاگ نویسان و فرهنگ دوستان و فهیمان شهرستان زیبای سمیرم

مدتهاست که بعد از انتخابات نتونستم خدمت دوستان باشم ولی نظرات خوب، بد، زشت دوستان و هنرمندان شهرستانم را می خواندم.

الا ایها الهال

فکری ذهنم را مشغول کرده اولین تولید کننده شهرستان کیست؟

چه چیزی تولید می کرده است و آیا هنوز زنده است؟

دوستان می توانند با نظرات سازنده خود در امر تولید و کار آفرینی در شهرستان راهنما و مشوق ما باشند.

برچسب: نویسنده: semirom تاريخ: دوشنبه 17 مهر 1391 ساعت: 2:36

با عرض سلام وخسته نباشید


خدمت دوستان وهمشهریان عزیزی که این مدت مارا تحمل کردند و یا ما آنها را تحمل کردیم.


این وبلاگ به دلیل موقعیت حساس انتخابات تا بعد از 14 اسفند ماه تعطیل می باشد.

کلیه مطالب حذف می گردند ولی دیدگاه این وبلاگ ونویسنده آن نسبت به موقعیت کنونی و وضعیت ادارات شهرستان هیچ گونه تغییراتی نکرده و همچنان پا برجا می باشد. امید که مسولین شهرستان با دیدی باز به دید انتقادی ما نگاه کرده وبه فکر چاره جویی و حل مشکلات شهرستان سمیرم باشند.

برچسب: نویسنده: semirom تاريخ: دوشنبه 17 مهر 1391 ساعت: 2:36

برای خیلی ها که شاید دوستشان داشته باشم،یا روزی دوستشان داشته ام

برچسب: نویسنده: semirom تاريخ: دوشنبه 17 مهر 1391 ساعت: 2:36


برچسب: نویسنده: semirom تاريخ: دوشنبه 17 مهر 1391 ساعت: 2:36


برچسب: نویسنده: semirom تاريخ: دوشنبه 17 مهر 1391 ساعت: 2:36

شاید توجه کرده باشید همه ی این حرفها ورد زبان مردم کوچه و بازار است .من و شما در هر جا که نشسته ایم همین حرفها را می زنیم و درد و دلهای زیادی داریم که از همین گونه اند.می نشینیم گپ و گفتگویمان شاید بیشتر از چند ساعت طول می کشد و بدون نتیجه ای بر می خیزیم و هر کدام در پی کار خودمان می رویم.هیچ کداممان پیگیر این قضایا نیستیم و آنها هم هر کاری که دلشان خواست می کنند.پارتی بازی و رشوه و پایمال کردن حقوق همشهریانشان.ولی چرا پیگیر نیستیم؟چرا فقط در اینجا و آنجا فقط حرف می زنیم و مرد عمل نیستیم؟و چراهای دیگر..........واقعن چرا؟شاید چون همین حالا دستهای ما هم آلوده است؟شاید در آینده ما هم به دنبال رشوه دادن هستیم؟ و شاید ما هم به دنبال موقعیتی هستیم که بتوانیم از آن استفاده کنیم و ما هم از این پولهای باد آورده دولتی سهمی داشته باشیم؟یا شاید ما هم هم اکنون داریم از چیزهایی که می گوییم سودی نسیبمان می شود که نمی خواهیم از بین بروند؟و فقط برای آرام نگه داشتن اذهان عمومی و سرکیسه کردن عوام ایراد نطق می فرماییم؟ کدامیک ؟چرا نمی خواهیم واقعیات را بپذیریم؟چرا به هم مهر نداریم؟چرا عقده هایمان را سر همدیگر خالی میکنیم؟چرا با هم نمی توانیم کنار بیاییم؟چرا نمی توانیم برای آینده این شهر و بچه هایمان و نوه هایمان برنامه ریزی کنیم؟یا شاید برنامه ریزی برای آینده، دنبال کردن نماینده و مسول دیگری است تا ما هم به نان و نوایی برسیم؟به چه می اندیشیم و در اندیشه مان چه می گذرد؟چه می کنیم و برای چه می جنگیم و زندگی می کنیم؟آینده فرزندانمان را با چه می خواهیم بسازیم؟

حرفها زیاد است!و سر این رشته دراز!گفته هایتان و انتقادهایتان را می شنوم و به فراخور هر کدام شاید کلمه ای و جمله ای نیز بگویم ولی نمی دانم آخر این ماجرا به کجا می انجامد!به کجا راه می بریم و برای که و چه در مقابل هم ایستاده ایم؟

الا ایها الحال اینجا می نویسیم و برای هم خط و نشان می کشیم!همانطور که بیرون از این فضای مجازی هم رفتارمان بهتر از این نیست!فقط روبروی هم نمی توانیم به هم حرفهایمان را بگوییم !اما تا می توانیم ازپشت خنجرهایمان را آماده نگه داشته ایم!تخریب و تخریب پشت سر هم ! اما به چه قیمتی و تا کجا باید ادامه دهیم؟بیایید کمی هم کلاهمان را قاضی کنیم ! به کجا رهسپاریم؟

می گویند این خاطره ایست از شهید برونسی

پشت میدان مین زمین گیر شده بودیم. چند نفر داوطلب شدند بروند معبر را باز کنند. یکی شان حدوداً ۱۵ ساله بود. چند قدم که رفت، برگشت. بچه ها فکر کردند ترسیده… پوتین هایش را از پایش در آورد و داد به یکی از بچه ها. گفت: نو هستند… حیفه، مال بیت المال… پا برهنه از سیم خاردارها و میدان مین به معراج رفت…

با حقوق ماهیانه مرتضی و ناصر و دختر آقای ستاری و پسر حاج کاظم داودی و پسر غضنفر رشیدی و آقای طایی مداح (استخدام اداره راه) و .... چند جفت پوتین می شود خرید

بقیه را به غیرت و همیت شما گذاشتم اینجا یک فضای مجازی است ! رو در رو قرار نگرفته اید می توانید بدون تخریب شدنتان حرفتان را بازگو کنید!هیچ چیز هم از دست نمی دهید!آن که باید تخریب شود و با این نوشته ها تخریب می شود و فدا خواهد شد من هستم !مشکلی نیست به من هم بگویید! برای من هم بنویسید! من منتظر نظرات شما نشسته ام!

برچسب: نویسنده: semirom تاريخ: دوشنبه 17 مهر 1391 ساعت: 2:36

و دیگه این که فکر نکنن فقط یه غضنفر آقایی هست یکی دیگم پیدا شده و داره می نویسه و چون ممکنه خیلی زود بپره گفتم گفتگومون رو بذارم اینجا تا یادگار بمونه؟؟؟؟!!!!
درود دوست عزیز
خیلی خوشحالم که شما هم هستید بر روی وب!!خدایی کجا بودی این مدت؟؟؟؟!خیلی خودتو خسته نکن تازه از راه رسیدی !! از این وبلاگهای چند روزه و چند هفته ای زیاد اومدن و رفتن!! ماندگار شدن مهمه!! اینقدر گیر نده به نظام و بسیج و ... همه رو پای من بد بخت می نویسن!! هرکی میاد و رو وب یه چیزی می نویسه !حتی اگه فهشم به یکی بدن به نام من نوشته میشه!!! نکن آروم ببم !آروم ! یواش ! دای یواششششششششششششششش!!!!
خوب عزیز دلم
1- وبلاگت سنگینه و بارگذاریش زیاد طول می کشه تو سمیرمم که همش با دایال آپ میان رو اینترنت هیشکی حوصله نمی کنه صبر کنه ! پس اول قالبتو عوض کن!
2- اینقدر نگو بی طرف و میانه رو هستی تو که از همه تند تر می دوی !
3- قرار بر این بود که به اشخاص و سایر ... گیر ندی !! این بسیج و بسیجی و نظام جزع کدام ها هستند؟؟؟

برچسب: نویسنده: semirom تاريخ: دوشنبه 17 مهر 1391 ساعت: 2:36


اینجا که دلم بی خودی گرفته است

سالها می روند و قطار من نرفته است

انگار هنوز هم با تمام بازی ها

سرخی لبهای تو هم که خسته است

ای ناخدای همیشه گرفتار در طوفان

با این خدای ما و ما و تو در پایان

یکروز هم نمانده از تمام عمر یا نه

دستی که بسته است در همیشه ی باران

تصمیم به کفر گرفته ام و نمی شود

تصمیم گرفته ام تو بگو که ن ِ می شود

طناب، تیره دار و حلقوم بی گناه

یک لحظه فکر کن که نَ می شود

کافر نمی شدم به خدا و از بهشت رانده

یک عمر دوندگی و داستان نا خوانده

فکر کردم نرفته است قطار و...

من ماندم و تمام علایق به جا مانده

برچسب: نویسنده: semirom تاريخ: دوشنبه 17 مهر 1391 ساعت: 2:36

صفحه بندی